حضرت آيت الله يادتان هست در ملاقات آخر خود با امام شما نيم ساعت حرف زديد و امام سكوت كردند وقتي بلند شديد برويد امام فرمودند: "بيشتر حرفهاي شما درست نبود، خدا انشاءالله مرا ببخشايد و مرگم را برساند
نامه هاي اخير شما در دفاع از منافقين خيال مي كنيد كار خودتان بوده است بعداً سخنان آقاي مهدي هاشمي را مي آورم كه چگونه اين طيف در طول چند سال كار روي شما موضع شما را به طرف دفاع از منافقين سوق دادند و جنابعالي را به سقوط كامل پيش حزب الله كشيدند.
يادتان هست در ملاقات آخر خود با امام شما نيم ساعت حرف زديد و امام سكوت كردند وقتي بلند شديد برويد امام فرمودند:
"بيشتر حرفهاي شما درست نبود، خدا انشاءالله مرا ببخشايد و مرگم را برساند. " 
امام تنها همين دو جمله را فرمودند آيا از خود پرسيده ايد كه چه كرديد كه امام مرگ خود را از خدا خواسته است و آن را به اطلاع شما رسانده است؟
آقا مهدي در اين مورد مي گويد:
"آقا هادي از من خيلي داغتر بود او مي گفت خميني چند روز ديگر خواهد مرد و مسئله حل خواهد شد. "
مي دانيد اين حرفها را آقا مهدي چه وقتي زده است؟ زماني كه مي خواستند اعدامش كنند. او گفته بود مي خواهم هيچ چيز نگفته نداشته باشم تا بلكه خدا مرا بيامرزدـ عين نوار ايشان موجود است. اصل اين را با سند در جاي ديگري نقل مي كنم.
حضرت آيت الله:
آيا هنوز معتقديد بيت شما پاك پاك است. آيا هنوز بر اين عقيده ايد كه امام با دوست خود به صورتي خوب عمل نكرده است؟
در همان نامه بدون تاريخ به امام نوشته ايد:
سند شماره 41:
"حضرتعالي با اين كار، آخوندهاي مخالف را كه تا اندازه اي ترس و يا شرم حضور داشتند جري كرديد. و به آنان امكان ضربه زدن را داديد. "
آيا ترس و شرم آخوندهاي مخالف و دشمن شما با دستگيري مهدي هاشمي بريزد بهتر است يا دوستان شما به خاطر دفاع شما از او، با جنابعالي بد شوند؟ شما غير از بعضي از دوستان حضرت امام دوستي نداريد، اينها را به خاطر تحليلهاي غلط طيف آقا مهدي از دست ندهيد.
در همين نامه بدون تاريخ كه در قضاياي مهدي هاشمي نوشته ايد آورده ايد:
سند شماره 42:
نوشته شده توسط در دوشنبه 1388/10/07 موضوع | لینک ثابت
اگر حضرتعالی نگاهی به گذشته های خود بكنید و اشتباهات گذشته را دریابید، شاید امروز بتوانید در برخوردهای خود جانب احتیاط را رعایت كنید و به این حقیقت برسید كه ممكن است امروز نیز مانند دیروز در اشتباه باشید.
نامه اقای کروبی در زمان امام به آقای منتظری نصیحت ایشان در ده بنده این نامه:
بسم الله الرحمن الرحیم
محضرمبارك حضرت مستطاب آیت الله العظمی جناب آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری دامت افاضاته
با سلام و تحیت، پیش از پرداختن به موضوعات اصلی لازم میداند نكاتی را یادآور شود :
الف: از آنجاكه یكی از ویژگیهای حضرتعالی صراحت لهجه است، انتظار داریم كه از برخورد صریح و دور از مجاملة ما نرنجید و آنرا حمل بر جسارت و اسائه ادب نكنید.
ب: این نامه را افرادی به محضر عالی مینویسند كه در درازای نهضت امام تا پیروزی انقلاب اسلامی و تا به امروز از علاقمندان و وفاداران به شما بوده و اخلاص آنان نسبت به حضرتعالی به ثبوت رسیده است و علاوه بر اعتراف به مقام علمی شما از نظر مقاومت و از خود گذشتگی و تحمل رنجها و فشارها شما را اسوه و الگوی كم نظیر دوران خفقان رژیم ستم شاهی میدانند و در این نگارش جز خیر خواهی و صلاح اندیشی و تذكرات مشفقانه و پیشگیری از ضربه و لطمة ناهنجار به مقام والای آنجناب نظر و اندیشه ای ندارند.
ج: این نامه، پس از دیر زمانی بردباری و خویشتن داری در برابر یك سلسله برخوردها و موضعگیریهای سئوال برانگیز جنابعالی كه برای ما در خور توجیه نبوده است، به حضور عالی نگارش شده است. امید است كه آنرا بر پایه احساسات آنی، جوانی و حساب نشده نانگارید و توجه داشته باشید كه در پی دیر زمانی اندیشه و بررسی همه جانبه ، به تقدیم آن ناگزیر شدیم . با وجود این اگر شیوه نگارش دون شأن آن مقام معظم است ، پوزش می خواهیم چون ما را از آن گریزی نبوده است . والعذر عند كرام الناس مقبول .
د : شما توصیه می فرمایید كه : « لازم است مردم و كسانی كه انتقاد سازنده دارند آزادانه حرفهای خود را بزنند » امید است كه به ما به عنوان سربازانی كه در راه اسلام و انقلاب اسلامی- انشاء الله- فداكاری و خدمتگذاری كرده و می كنند ، این رخصت را بدهید كه دور از هر گونه سانسور ، انتقاد و نظریه خود را لااقل در نامه ای در بسته ، به حضور عالی بنگارند .
اما مسائلی را كه لازم می دانیم با آنجناب در میان بگذاریم و دربارۀ آن با كمال ادب و احترام توضیح بخواهیم بدین شرح است :
1- برخورد و موضع گیری حضرتعالی در ماجرای مهدی هاشمی برای بیشتر دوستان مخلص و ارادتمندان روحانی شما كه از نزدیك و دور شاهد موضع گیریهای شما بودند ، شگفت انگیز و حیرت آور بود و هنوز نیز این شگفتی و حیرت ادامه دارد. شما خود می دانید كه نامبرده و باند او عالم روحانی مرحوم شمس آبادی و نیز روحانی دیگری را به جرم ساده اندیشی و بنا به گفتۀ خود او « عدم اعتقاد به مبارزه » ربودند و به وضع فجیعی به قتل رسانیدند و آنگاه كه دستگیر شدند نیز- بنابر پرونده موجود - نامبرده در خدمت ساواك قرار گرفت و به همكاری با آنان پرداخت . در پی پیروزی انقلاب اسلامی كه از زندان آزاد گردید ، نیز به شرارت ادامه داد و حشمت و دو فرزند بی گناه او را به وسیله باند خود ربود و به قتل رسانید و آنگاه كه از سوی حضرتعالی علی رغم هشدارها و تذكرات خیرخواهانه حضرت امام و برخی از مسئولان و دوستان ، به مسئولیت نهضتها گماشته شد ، می دانید كه چگونه در افغانستان میان برادران مسلمان كشت و كشتار و برادر كشی راه انداخت و فتنه ها برپا كرد . و سرانجام خونهای ناحق ریخته گریبان او و باند اورا گرفت و از سوی مسئولان نظام جمهوری اسلامی دستگیر و تحت پیگرد قانونی قرار گرفت و به جنایات خود اعتراف كرد و به جزای اعمال خود رسید در این میان انتظار میرفت كه حضرت عالی در پی آگاهی از جنایت ها و آدم ربائیها و خون ریزیها و ده ها جنایت و خیانت دیگر او كه در پرونده های او منعكس است و خود به خوبی از آن آگاهید ، نه تنها از او و باند او اظهار تبری و انزجار كنید و از مسئولان امركیفر هر چه سریعتر آنانرا بخواهید بلكه از وجود چنین جنایتكاران خونخوار و خداشناسی در میان بیت خود به شدت نگران شوید و به خود آیید ودر راه پاك سازی بیت خود از عناصر منحرف و وابسته به باند مهدی بكوشید و از مقامات و مسئولانی كه در راه ریشه كن كردن این مادۀ فساد تلاش كرده اند ، سپاسگزاری كنید و خود را مرهون آنان بدانید ، لیكن متأسفانه حضرتعالی نه تنها چنین نكردید بلكه تا واپسین روز زندگی او می كوشیدید كه او را از كیفر قانونی برهانید ؟! آیا این موضع حضرتعالی را می توان با موازین قانونی ، مطابق دانست ؟
نوشته شده توسط در سه شنبه 1388/10/01 موضوع | لینک ثابت
پس از انتخابات دهم و حوادث تلخ وشیرین پس از آن همه از حوادث تلخی که پیش امده بود بسیار ناراحت و نگران بودند خصوصا عوامل ایجاد فتنه پس از اینکه به نتایج مخملین دلخواه ان نرسیدند برای بون رفت از عواقب فتنه گری طرح حکمیت توسط عقلای قوم را مطرح نمودند ولی باید دانست که باتوجه به رهنمود های روشنگرانه مقام معظم رهبری و دفع فتنه فتنه گران توسط تدابیر ارزشمند وحکیمانه ایشان دیگر جایی برای حکمیت نخبگان و سرمایه ها و ذخایر و عتیقه ها باقی نمی ماند و طرح ميانجيگري و يا ورود يک گروه بي طرف در جغرافياي سياسي زماني رخ ميدهد که نهادهاي قانوني وجود نداشته باشند اما درعصر حاضر قانون معيار است و نهادهاي همچون شوراي نگهبان و يا جايگاه والاي ولايت فقيه، از اين رو جايي براي ميانجيگري باقي نميماند. طرح ميانجيگري و يا ورود يک گروه بي طرف در جغرافياي سياسي زماني رخ ميدهد که نهادهاي قانوني وجود نداشته باشند اما درعصر حاضر قانون معيار است و نهادهاي همچون شوراي نگهبان و يا جايگاه والاي ولايت فقيه، از اين رو جايي براي ميانجيگري باقي نميماند و رجوع به حکمیت غیر هیچ وجه قانونی وشرعی وعرفی ندارد .
باید از نوع حکمیتی که در جنگ صفین اتفاق افتاد درس عبرت ساخت و مدار تصمیم وتدبیر ولایت شرعی وقانونی خارج نشد که خروج از آن جز خسران برای پیروان حق در بر نخواهد داشت چنانچه خسران برای یاران علی (ع) در بر داشت.
در ماجرای جنگ صفین پس از اینكه سپاه معاویه در آستانۀ شكست قرار گرفت، به پیشنهاد عمروعاص، سپاهیان معاویه قرآنها را بر نیزه كردند و از سپاه علی (ع) خواستند كه از جنگ دست بكشند و حكمیت قرآن را بپذیرند. امام علی (ع) اعلام كرد كه این درخواست، فریبکارانه و به منظور فرار از شکست است، ولی گروهی از سپاهیان ایشان خواستار قبول حكمیت قرآن شدند. در رأس این گروه اشعثبنقیس بود كه معاویه با او مخفیانه مذاكره كرده بود.
با اصرار اشعث و كسانی دیگر، از جمله مِسْعَربن فدكی و زیدبنحُصَین و تهدید حضرت علی به قتل یا تسلیم و تحویل او به معاویه، جنگ متوقف شد. امام در وضعی كه دشمن پدید آورده بود، پیشنهاد معاویه را برای متاركۀ جنگ و تعیین نماینده برای مذاكره پذیرفت و ماجرای تحكیم شكل گرفت.
معاویه، عمروعاص را كه به زیركی معروف بود، به نمایندگی برگزید و علی (ع) مالكاشتر یا به قولی عبداللهبنعباس و به قولی دیگر، ابوالاسود دُئَلی را انتخاب كرد، اما با مخالفت همان كسی كه توقف جنگ را بر وی تحمیل كرده بودند، مواجه شد و این بار نیز نمایندگی ابوموسی اشعری به امام تحمیل شد.
یكی از انگیزههای انتخاب ابوموسی تعصبات قومی و قبیلهای بود؛ زیرا بسیاری از آنان، از جمله اشعثبنقیس، همانند ابوموسی یمنی بودند. پس از انتخاب ابوموسی، سند تحكیم نوشته شد. در این سند آمده است كه علی و معاویه و سپاهیانشان، حكمیت قرآن و سنّت پیامبر را پذیرفتهاند و ابوموسی اشعری و عمروعاص، باید بر این اساس تا ماه رمضان آینده، حكم خود را ابلاغ كنند و هر حكمی كه بدهند در امان خواهند بود. در پایان سند نام چندتن از اصحاب علی (ع) و معاویه به عنوان شاهد آمده است.
ابوموسی اشعری و عمروعاص در رمضان همان سال در دُومَةالجَنْدل توافق كردند كه هر یك، موكّل خود را از خلافت عزل كند و سپس انتخاب خلیفه را به شورای مسلمانان واگذارند.
روز اعلام نتیجۀ حكمیت، عمروعاص با این بهانه كه سن ابوموسی بیشتر و مقام او والاتر است، پیشنهاد كرد، نخست او رأی را اعلام كند. ابوموسی طبق قرار، علی (ع) را از خلافت عزل كرد، ولی عمروعاص كه پس از او سخن گفت، معاویه را بر مسند خلافت تثبیت نمود.
"فاعتبروا یا اولی الابصار"
نوشته شده توسط در پنجشنبه 1388/07/09 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
رنجنامه،نامه حجة الاسلام سيد احمد خميني به آقاي منتظري
نامه کروبی خطاب به آقای منتظری به حمایت از امام خمینی
حکمیت صفین تدبیر سرمایه ها و ذخایر و عتیقه های عصر علی (ع)
آیا پشت جلد کتاب چیزی نوشته که ما خبر نداریم ؟
خداوندا ! اندوه مارا در غم رفتن این ماه خودت جبران نمای وعید فطر را بر ما مبارک گردان
کی بود کی بود من نبودم
اشخاصی که وارد صحنه شدند خلاف انتظار ما بود
سلام بر ماه مبارک رمضان
چیستی فطرت
عبادت جوان
POWERED BY